تیغ هست...رگ هست....من هستم
.
.ولی لامصب وان نیست!...میفهمین؟
یه دونه از این لگن قرمزا داریم توش جاااا
نمیشم :
یه بار سعی کردم خودمو توش جا بدم
لبه اش شکست کمرمو گاز گرفت
لعنتی...
برچسب: اعترافاتی, نویسنده: سارا قاسمیپور تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 5:36